خطاب هاى عام قرآن را به سه دسته مى توان تقسيم کرد:
اول. خطاب هايى که با الفاظى بيان مى شوند که اختصاص به صنف خاصى ندارند؛ مانند آياتى که در آنها از «ناس» و يا «انسان» سخن گفته مى شود، و يا از لفظ «من» به معناى «کسى که» استفاده مى شود. اين دسته از الفاظ شامل همه مردان و زنان مى شود و به صنف خاصى اختصاص ندارد.
دوم. خطاب هايى که در آنها از جمع مذکر سالم و مانند آن استفاده مى شود. در اين خطاب ها، اغلب از اوصافى ياد مى شود که در خود وصف و موصوف آنها، جنسيت دخالتى ندارد و يا از معنايى خبر مى دهند که اختصاصى به صنف خاصى ندارد؛ مثل «کما ارسلنا فيکم رسولا منکم يتلوا عليکم آياتنا و يزکيکم و يعلمکم الکتاب و الحکمه و يعلمکم ما لم تکونوا تعلمون»(بقره: 151)؛ او کسى است که در ميان شما پيامبرى از خودتان فرستاد تا نشانههاى ما را بر شما بخواند و شما را پاکيزه سازد و کتاب و حکمت به شما بياموزد و آنچه را نمى دانستيد به شما بياموزاند. در اين آيه، از کسانى سخن گفته مى شود که رسالت و پيامبرى به قصد هدايت آنان است و البته رسالت متوجه همه انسانهاست، ولى در آيه از ضمير جمع مذکر سالم «کم» استفاده شده است. استفاده از ضمير مذکر در اين موارد، مطابق عرف گفتگو و محاوره است، و فرهنگ محاوره نيز از اين خطاب ها تا هنگامى که دليلى خاص نباشد، معناى عام را مى فهمد. اينگونه خطاب ها نظير استفاده از «مردم» در فارسى است، وقتى گفته مىشود: مردم راى دادند و يا مردم قيام کردند. در اين صورت، مراد تنها مردان نيستند، بلکه مراد همه افراد مى باشند.
سوم. خطاب هايى که در آنها به ظهور و شمول عرفى ضماير جمع مذکر نسبت به همه مردان و زنان اکتفا شده و علاوه بر آن، به شمول خطاب نسبت به هر دو گروه زنان و مردان با الفاظ جداگانه تصريح شده و يا آنکه هر يک از دو گروه مردان و زنان به تفصيل بيان گرديده اند.
در خطاب هاى نوع سوم، تصريح به شمول پيام نسبت به همه مردان و زنان اغلب براى دفع برخى از شبهات است، وگرنه در فرهنگ محاوره، خطاب بدون نياز به تصريح، شامل همه افراد مى شود و نيازى به تصريح ندارد.
تصريحات قرآنى در خطاب هاى نوع سوم، اغلب براى رفع افکار جاهلى قبل از اسلام هستند؛ آنان در فرهنگ جاهلى بين مرد و زن فرق مى گذاردند و بسيارى از فضايل را مختص مردان مى دانستند و زن را با ديده تحقير و در حکم وسيله اى براى ارضاى شهوت مى ديدند. قرآن کريم با بيان معنوى بودن فضايل و رذايل، افتخارات دنيوى و طبيعى را نفى نموده، تفاوتهايى را که به جنسيت، نژاد و مانند آن بازگردند، با الفاظ صريح نفى کرده است.
در برخى از آيات با صراحت و تاکيد لفظي، به نفى دخالت جنسيت مى پردازد؛ مانند: «انى لا اضيع عمل عامل منکم من ذکر او انثي» (آل عمران: 195)؛ من کار هيچ صاحبکارى از شما را ضايع نمى کنم، اعم از اينکه انجام دهنده زن باشد يا مرد.
آيه درباره مهاجران صدر اسلام است و هنگامى نازل شده که على بن ابيطالب عليهالسلام همراه تعدادى از بانوان از مکه به سوى مدينه هجرت نمود. پس شان نزول آيه مختص مردان نيست و آيه درباره جمعى از مردان و زنان است. قسمت اول آيه لفظ «عامل» و ضمير «کم» مطابق عرف محاوره، مذکر است. فرهنگ گفتگو به همراه شان نزول آيه کافى است بر اينکه عموم و شمول آيه را نسبت به مردان و زنان بيان کند. با اين همه، در پايان آيه با تاکيد لفظى گفته شده است: زن و مرد بودن در مسئله دخالتى ندارد. اين تاکيد نشان مى دهد که مذکر بودن عبارت هاى قسمت اول به هيچ وجه، در پيام آيه دخيل نيست و استفاده از آن عبارات به دليل خصوصيات لفظ در زبان است. البته عرف گفتگو خود متوجه اين حقيقت هست و تاکيد لفظى براى بيان همان چيزى نيست که عرف آن را مى فهمد، بلکه براى دفع آن توهم جاهلى است که پاداش دادن الهى را مختص مردان مى داند. قرآن کريم براى دفع اين توهم، پس از بيان مطلب بر دخالت نداشتن عنصر جنسيت تاکيد و تصريح لفظى کرده است.