مقصود از ((نقطه گذاری)) (سجاوندی) به کار بردن علامتها و نشانه هایی است که خواندن و در نتیجه فهم درست مطالب را آسان و به رفع پاره ای ابهامها -از جمله ابهامهایی که ناشی از عدم انعکاس عناصر گفتاری در نوشته است- کمک می کند.

این علامتها در زبان فارسی سابقه چندانی ندارد و در این یکی دو قرن اخیر به پیروی از نوشته های مغرب زمین در زبان فارسی نیز معمول شده است.بدیهی است در استفاده از این عاتیم و نشانه ها باید از افراط و تفریط پرهیزکرد و باتوجه به ساختمان و جمله بندی زبان فارسی انها را به کار گرفت.نشانه های معمول و متد اول در زبان فارسی از این قرار است :

 ۱-نقطه (.)

موارد استفاده از نقطه به قرار زیر است:

الف-در چایان جمله های کامل خبری یا انشایی،مانند:

-ابن سینا،یکی از دانشمندان بزرگ ایران است.

 ب- پس از هر حرفی که بصورت نشانه  اختصاری به کار رفته باشد،مانند:

-ابن سینا متوفّی به سال 322 ق.م.(قبل از میلاد مسیح)

-ج.آل احمد (جلال آل احمد)

چنین است در کلمه های خارجی :

-انجمن ملّی حمایت از کودکان .O.N.P.E

یادآوری : هرگاه دو جمله کامل با ((واو)) به یکدیگر عطف شوند،نقطه در پایان جمله دوم گذاشته می شود،مانند:

-      دلم گرفته بود و میگریستم .

 ۲- ویرگول(،)

ویرگول نشانه توقف یا درنگ کوتاهی است که در موارد ذیر به کار می رود:

 الف-میان عبارتها یا جمله های غیر مستقلّی که در مجموع یک جمله کامل را تشکیل می دهد،مانند:

-      پس از سالها انتظار،بالاخره دیروز بعد از ظهر،آن عزیز سفر کرده از راه رسید.

 ب-انجا که کلمه یا عبارتی به عنوان توضیح،عطف بیان یا بدل در ضمن جمله یا عبارتی دیگر آورده می شود،مانند:

- دیروز،روز عید قربان ، به مشهد آمدم.

 ج-آنجا که در مورد چند کلمه اسناد واحدی داده می شود،مانند:

-      پ،چ،ژ و گ از حروف خاصِّ فارسی است.

 د- بین دو کلمه که احتمال می رود خواننده آنها را با کسره اضافه بخواند،مانند:

-هر که به طاعت از دیگران کم است و به نعمت بیش،به صورت توانگر است و به معنی دوریش .

 ه- برای جدا کردن اجزای مختلف نشانی اشخاص مرجع و مأخذ یک نوشته،مانند:

-      مشهد،خیابان سامانی،کوچه یگانه،شماره 15.

 ۳- نقطه-ویرگول(؛)

نقطه-ویرگول،علامت وقف یا درنگی است که بیشتر از ویرگول و کمتر از نقطه،که در موارد زیر به کار می رود:

 الف-برای جدا کردن عبارتهای مختلف یک جمله ی طولانی که ظاهرا مستقل ولکن در معنی با یکدیگر مربوط می باشد،مانند:

-      مشک آن است که خود ببوید؛نه آن که عطّار بگوید.

 ب-معمولا در جمله های توضیحی و پیش از کلمه هایی از نوع:مثلا،یعنی،به عبارت دیگر، ((نقطه-ویرگول)) و بعداز آنها ((ویرگول)) گذاشته می شود،مانند:

-      و نامه ای بدو نوشت؛نامه ای پر درد با بسیار وعد و وعید.

 ج-هنگام برشمردن و تفکیک اجزای مختلف وابسته به یک حکم کلّی،مانند:

-آثار مولانا جلال الدّین رومی عبارت است از:

-مثنوی معنوی(6 دفتر،تصحیح نیکلسون)؛فیه مافیه(تصحیح فروزانفر،بنگاه ترجمه و نثر کتاب)؛کلیات شمس یا دیوان کبیر(10 جلد،تصحیح فروزانفر)؛و...

 ۴- دو نقطه(:)

موارد استفاده از این علامت به شرح زیر است:

 الف-قبل از مقول قول،مانند:

-      پیغمبر اکرم(ص) می فرماید:طلب علم برهر مسلمانی فریضه است.

 ب-قبل از تفصیل حکمی که به اجمال بدان اشاره شده است،مانند:

-      در آن سال تحوّلی بزرگ در مملکت روی داد:سلطنت سقوط کرد و انقلاب پیروز شد.

 ج-هنگام برشمردن یا بیان اجزای یک چیز،مانند:

-      کتابهایی که در این موسّسه چاپ می شود،عبارتند از:کتابهای علمی،اخلاقی،فرهنگی و...

 د-هنگام معنی کردن کلمه ها،مانند:

-      زمره:گروه،دسته،جماعت.

 ۵-علامت نقلِ قول یا گیومه ( ((...)) )

این علامت برای نشان دادن ابتدا و انتهای قول مستقیم کسی غیر از نویسنده است و نیز برای مشخّص کردن کلمه یا اصطلاحی ویژه به کار می رود .

موارد استفاده از این علامت به شرح زیر است:

 الف-وقتی بخواهیم عین سخن یا نوشته ی کسی دیگر را بیاوریم،مانند:

 -      سعدی می گوید:((همه کس را عقل  خود به کمال نماید و فرزند به جمال.))

یادآوری 1:هرگاه مطلب نقل شده دراز و شامل چند بند باشد،علامت نقله قول در آغاز هر بند وفقط در پایان بند آخر قرار گیرد.

یادآوری 2:هرگاه نقل قولی در ضمن نقل قولی دیگر بیاوریم،آن را در میان نقل قولی مفرد(,...،)قرار می دهیم،مانند:

-      گفتند)):در جایی خوانده ام که:,یا خاموش باش یا حرفی بزن که از خاموشی بهتر باشد،.))

 ب-در آغاز و انجام کلمه ها و اصطلاحهای تازه یا جعلی یا عامیانه یا کلمه هایی که مورد تاکید قرار می گیرد،مانند:

-      کلمه ((کولتور)) فرنگی را در فارسی معادل ((فرهنگ))گرفته اند.

 ج-هنگام ذکر عنوان مقاله ها و رساله ها و اشعار و روزنامه ها و آثار هنری و فصلها و بخشهای یک کتاب،مانند:

-      باب اول بوستان سعدی،((در عدل و تدبیرورای))است.

یادآوری:عبارت نقل شده در داخل علامت نقل قول،نشانه های نقطه گذاری خود را حفظ می کند و علامت پایانی اگر مربوط به جمله یا عبارت نقل شده باشد،در داخل نشانه نقل قول می آید.

 علامت سوال(؟)

موارد استعمال این علامت به شرح زیر است:

 الف-در پایان جمله های پرسشی مستقیم،مانند:

-غذا میل می کنید؟

یادآوری:در پایان جمله های پرسشی غیر مستقیم نقطه بکار می رود،مانند:

-هر آیه ای که از طرف خدا نازل می شود،پیغمبر علم و معنی آن را می دانست و می دانست که چرا و به چه سبب آمده است.

 ب-گاه برای نشان دادن مفهوم تردید یا ریشخند و استهزا این علامت در داخل پرانتز می آید،مانند:

-      تاریخ وفات سنائی غزنوی را 525 (؟) نوشته اند.

یادآوری 1: هرگاه جمله به صورت استفهام انکاری (پرسش تأکیدی) آمده باشد،علامت سوال نمی خواهد.

-جه کسی از عاقبت امور مطّلع تواند بود.

یادآوری 2:هر گاه جمله سوالی جنبه خواهش یا تقاضای مودّبانه داشته باشد،علامت سوال نمی آید،مانند:

-اجازه می فرمایید رفع زحمت کنم.

 ج-علامت سوال گاهی در پایان عنوان کتاب یا مقاله و مطلبی قرار می گیرد که خود ضمن جمله ای دیگر می آید،مانند:

-چه باید کرد؟عنوان کتابی است از دکتر علی شریعتی.

 د-بعد از هر کلمه یا عبارتی که جای جمله استفهامی مستقیم را بگیرد،مانند:

-کدام را می پسندی؟آبی، یا قرمز؟

یادآوری:بعضی علامت سوال را به جای علامت تعجب به کار می برند که صحیح نیست و برخی نیز برای نشان دادن تعجب زیاد از حدّ،دو یا چند علامت سوال پشت سر هم می آورند که آن هم صحیح نیست.

 ۷-علامت تعجب(!)

این علامت تنها نشانه تعجب نیست،بلکه درپایان جمله هایی به کار می رود که مبیّن یکی از حالات شدید نفسانی و عاطفی است،از قبیل:

تعجّب،تأکید،تحسین،تحقیر،تنفّر،ترحّم،شکّ و تردید،تهدید،آرزو،دعا،امر و نهی و...مانند:

-آهسته!

-آه!

-آمدی!خوب کردی!

 ۸- پرانتز یا دو هلال(  )

 این علامت گاهی برای نشان دادن عبارتهای توضیحی به کار می رود، مانند:

 -      الفبای اوستایی (مشتعل بر 44 حرف) از ساده ترین الفباهای جهان است.

 - مجنون و لیلی (یکی از مثنویهای هفت اورنگ جامی) به تقلید از لیلی و مجنون نظامی سروده شده است.

 یادآوری:از به کار بردن 2 پرانتز متوالی جز در فرمولهای ریاضی باید خوداری کرد.

 ۹ – قلاّب [ ]

این علامت در موارد زیر به کار می رود:

 الف- در تصیح متون کهن،الحاق احتمالی که از نسخه بدلها یا از طرف مصحح افزوده می شود،درداخل قلیب قرار می گیرد،مانند:

 -      عبودیّت همه افریدها {را}سبب زمان است ( التصفیه ، ص 125).

 ب- در نمایشنامه ها ، دستورهای اجرایی داخل قلّاب گذاشته می شود مانند :

-      حسن ]با قیافه ای عصبانی[: من حاضرم جانم را بر سر این کار بگذارم. ] دستش را روی دلش می گذارد و اهی می کشد[.

 ۱۰- خطّ فاصله (-)

 این نشانه در موارد زیر به کار می رود:

 الف- برای مجزّا کردن جمله یا عبارت معترضه،مانند:

-پیغمبراکرم- صلّی الله علیه و آله وسلَم – میفرماید:.....

یادآوری: اگر جمله ای که بین دو خطّ فاصله قرار می گیرد، در پایان مطلب باشد ، انتهای جمله به نقطه ختم خواهد شد و به آوردن خطّ فاصله در اخر جمله نیازی نیست، مانند:

-      نسیم شمال اشعار وطنی بسیاری سروده است- شعرهایی که بر دل تودۀ مردم می نشست.

ب- در مکالمه بین اشخاص نمایشنامه و داستان،یا ذکر مکالمه های تلفنی در ابتدای جمله و از سر سطر به جای نام گوینده،مانند:

-      سلام آقا.

-      سلام علیکم.

-      حال شما چطور است؟

-      بد نیستم خدارا شکر.

یا:

 سهراب - درفش که بلند شد نومیدی ریشه کن می شود.

اهریمن- وچون افتاده ده برابر بیش از پیش ریشه می گیرد.

سهراب- این بار نمی افتد. خودت هم می دانی.

 ج - به جای ((زا)) و ((تا)) و ((به))، بین تاریخها، اعداد و کلمه ها، مانند:

-      فروردین – خرداد 1343 (= از فروردین تا خرداد).

 د - برای نشان دادن بیانِ ناشی از لکنت زبان،مانند:

 -      م - م - من - ب - ب - برای هرنوع - ف - ف - فداکاری - ح - ح - حاضرم.

 ه – برای جدا کردن هجا های یک کلمه در تقطیع یا جدا کردن حروف یک کلمه از یکدیگر مانند:

-      کلمه مبارزه، شامل چهر هجاست:مُ – با رِ – زه.

 و- برای پیوستن اجزای یک کلمۀ دو جزئی مرکّب،مانند:

 توطئه مشترک امپریالیسم – صهیونیسم

فرهنگ ایرانی – اسلامی

بهره برداری از خطّ لولۀ سرخس – نکا آغاز شد.

 دایرۀ سیاسی – ایدئولوژیک

علامت نقطه - ویر گول، در نقطه گذاری فارسی کمتر رایج است.

 ز- در پایان سطری که نیمی از یک کلمه در انتها و نیم دیگر آن در آغاز سطر بعدی می آید، مانند:

-      پیداست که تلاش و کوشش و مبارزۀ پی گیر و مستمر عمده ترین صفا – تی است که جامعه را پیروز می کند.

در حقیقت هر چه داریم از این ملّت داریم، از این رو باید برای خد- مت به آنان تا حدّ تواناییی خود کوشش کنیم.

 11 – خطّ ممتدّ ( —— )

 برای برجسته کردن بعضی از کلمه ها یا عنوانها در دستنوشته تا و نوشته های ماشین شده،زیر آن خط کشیده می شود،مانند.

-      بازگشت به فرهنگ خویش،چیزی است بر اساس احساس عمیق ارزشهای معنوی و انسانی و روح و استعداد خودما.

-      ازدانشجویان عزیز تقاضا  می شود،رأس ساعت 8 صبح در اتاق شمارۀ 7 حضور پیدا کنند.

یادآوری : علاوه بر مورد بالا، در مطالب دستنویسی که برای چاپ ارسال می شود، زیر اسم کتابها و مجّله ها و مجموعه ها نیز خط می کشند که همۀ این موردها در چاپ با حروف سیاه و در صورت امکان با حروف خمیده( ایتالیک / ایرانیک ) مشخّص می شود.

 ۱۲– سه نقطه (...)

 موارد استعمال این علامت به شرح زیر است:

الف – به جای یک یا چند کلمۀ محذوف،مانند:

-      فقر و ناداری و بیکاری و... از عوامل فساد جامعه است.

-      اسدا... حسینی دانشجوی سال سوم رشتۀ ادبیّاتِ فارسی .

-      هر چند... ولی ← اگر چه... ولی.

 ب – در تصحیح متون کهن، آن جا که مصحّح در متن افتادگیهایی می بینید که نسخه بدلها در آن جا ساکت است،مانند:

-      باز گردید و کارهای خویش بسازید که انچه بیابد فرمود ،شما را می فرماییم آن مدّت که شما را این جا مقدم باشد وآن... روز خواهد بود.(تاریخ بیهقی، ص883).

 ج – هنگام قطع مطلبی که بخشی از آن نقل شده است؛ چه قطع در اوّل عبارت منقول باشد و چه در آخر آن ، مانند:

-      ... و حالا پشت دستم را داغ میکنم که دیگر از این کارها نکنم،همین یک بار برای هفت پشتم کافی است که ....

 ۱۳ – ممیّز ( / )

 این نشانه ها در موارد زیر به کار می رود:

 الف – برای جدا کردن تاریخهای هجری و میلادی یا شمسی و قمری معادل (سمت راست سنۀ هجری وسمت چپ سنۀ میلادی)،مانند:

-      سال574/9-1178اوج منزلت ابن جوزی دربغداد بود.

ب – برای نشان دادن کلمه های معادل که تنها در حروف یا حروفی از آنها اِبدالی یا تخفیفی صورت گرفته است، مانند:

-      گوای / گواه    - سولاخ / سوراخ

-      قلف / قفل       - روستاخیز / رستاخیز

 ۱۴ – ایضًا یا علامت تکراری ( " / « )

 این علامت به جای کلمه های مشابهی که عینًا در سطرهای متوالی و با حکمی واحد تکرار می شود به کار می رود، مانند:

 ۱-               اقای احمد حسینی دانشجوی رشته زبان و ادبیّات فارسی، سال سوم

2-               «    حسن شریعت «             «       «       «        «       «   دوم

3-               خانم زهرا معینی  «              «       «      «        «       «    اول

 ۱5 – ستاره ( * )

 این علامت در موارد زیر به کار می رود.

 الف – برای رجوع به زیر نویس(وقتی که داخل متن ، اعداد به منظورهایی دیگر به کار برده شده است).

 ب – اغلب به جای عبارت : « به همین ماده رجوع شود » دردائرة المعارفها و فرهنگها.

 ج – برای ایجاد فاصله میان اشعار ، بندها یا پاراگرافهایی که موضوعشان با یکدیگر تفاوت دارد. گاه برای منظور اخیر،سه ستاره نیز به کار می رود.

یادآوری: در شعر سنّتی فارسی از به کار بردن نشانه های سجاوندی کمتر استفاده می شود؛فقط وقتی این نشانه ها به کار می روند که بدون آنها خواندن شعر مشکل باشد.